سرمشقهاي عربي بودند، ولي اين سرمشقها عموماً مربوط به دورهٴ قديميتر بود. اگر
قرابادينهاي لاتيني را بهترتيب زماني بررسي كنيم با گذشت زمان افزودههاي عربي افزايش مييابد، ولي اين افزودهها از سنتهاي عربي معاصرشان كه بسيار پيشرفتهتر بود اخذ نشده است.
گزارش ما بهحق با ابن سرافيون اصغر شروع ميشود، كه احتمالاً از نويسندگان مسيحي عربزبان بود. از رسالهٴ ادويهٴ مفردهٴ او فقط قسمتي بهزبان عربي باقي است، ولي ترجمههاي لاتيني و عبري آن در دست است. گفته ميشود كه ترجمهٴ لاتيني اصيل نيست و استناد موٴلف آن به اصل عربي تنها براي كسب حيثيت بوده است، به هر صورت متن لاتيني رايجترين و موٴثرترين متن بود.
غير از كتاب پرسروصداي ابن سرافيون، مهمترين قرابادين عربي آن عصر را ابنتلميذ نوشت.
او پزشكي مسيحي بود كه زماني رئيس پزشكان بغداد شد. پزشكان مسيحي از روزگار قديم در دارالاسلام، يعني در قسمت شرقي آن كسب شهرت كرده بودند. در نيمهٴ دوم همين سده، رسالهٴ بسيار خوبي كه بخش مهمي از آن به ادويهٴ مفرده اختصاص داشت، بهدست يكي از يهوديان مصري بهنام ابنجامع تأليف شد. همان موٴلف، مقالههايي در باب ليمو و ريواس و فوايد آنها نوشت كه از قرار معلوم در رسالهٴ ابن بيطار نقل شده است. غير از تأليف ابنجامع، بهترين كار نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم، در مغرب صورت گرفته بود و در اينجا با گرايشهاي تازهاي مواجه ميشويم كه هنوز قلمرو مسيحيت از آن بيخبر بود: يعني پژوهش و گردآوري هدفمند گياهان.
غافقي قرطبي براي گردآوري گياهان در اسپانيا و آفريقا به سفرهاي دور و درازي پرداخت و آنها را مفصلتر از هر آنچه پيش از آن ديده شده بود توصيف كرد. ادريسي جغرافيدان بزرگ، بيش از 360 نمونه را همراه با مقدمهاي مشروح در باب گياهشناسي به سبك ارسطو در گياهنامهٴ خويش آورد؛ گياهنامهٴ ادريسي بر خلاف بسياري گياهنامههاي ديگر از لحاظ گياهشناسي بيش از زمينهٴ پزشكي اهميت دارد، و بهعبارت ديگر ملاحظات گياهشناسي و جغرافيايي غافقي و ادريسي با ملاحظات پزشكي صرف برابري يا رقابت ميكند.
به وسيلهٴ گروه ممتازي از چهار تن گياهشناس، اين گرايشهاي عالي كه در قلمرو مسيحيت نظيري نداشت در نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم ادامه يافت؛ دو تن از اينان به نامهاي عبداللطيف بغدادي و شاگردش ابنصوري دمشقي از مشرق بودند، و دو تن ديگر يعني ابوالعباس نباتي اشبيلي و ابن بيطار مالقي از مغرب قلمرو اسلام. گزارش عبداللطيف از مصر حاوي موضوعات گياهشناسي جالبي است. ابنصوري بهپژوهش گياهان دهكدههاي نزديك دمشق و كوههاي لبنان پرداخت و براي مشاهدهٴ مرحلههاي مختلف رشد و نمو گياهان زحمات زيادي كشيد. ابوالعباس ملقب به نباتي (گياهشناس!) در اسپانيا و سراسر كرانههاي آفريقا تا عربستان به پژوهشهاي گياهشناسي دست زد؛ او در سواحل درياي سرخ يك رشته گياهان تازه را مشاهده كرد. در بالا گفته